الشيخ محمد تقي بهجت
159
جامع المسائل ( فارسي )
اعلام آن غير را با اشاره يا كتابت باشد . و در صورت عدم امكان يا متعسّر بودن تلفظ ، اشاره و كتابت كافى است . و اظهر عدم اعتبار عربيّت است در صيغهء كافيه اگر چه احوط است . لزوم اطلاق عتق و بايد اعتاق ، مجرد از شرط و صفت باشد اگر چه شرط مترقّب الحصول باشد ، مثل قدوم حاجّ ، يا آن كه صفت معلوم الوقوع باشد و متأخّر ، باشد مثل طلوع شمس ؛ و اظهر جواز تعليق بر معلوم الوقوع مقارن صيغه است ، زيرا در حقيقت ، تعليق نيست ؛ مثل اين كه تعليق بر نقيضين ، مفيد تأكيد و عدم فرق بين دو تقدير است در كلام متّحد ، و اما در مختلف و متعدّد ، پس عتق محقّق نمىشود . تعليق عتق و صحيح نيست عتق اگر معلَّق به مشيّت معتِق باشد اگر چه متّصلًا مشيّت نمايد و ذكر نمايد عتق را . و مقتضاى عدم صحّت عتقِ معلَّق ، اين است كه اگر بگويد در غير تدبير : « إن قدم زيد فعبدى حرّ » محقّق نباشد ؛ و همچنين اگر نذر كرد كه اگر شفاء يابد مريض من پس بندهء من حرّ است يا آن كه مال من صدقه باشد يا براى زيد باشد به صورت تعليق كه ذكر شد ، و محل ابراء نيست ( مگر با احتمال لحوق نذر نتيجه به شرط نتيجه با اتفاق بر عدم تعليق در عتق بالخصوص ، پس نافع نيست التزام به آن در نذر جزمى [ ظ ] لله تعالى و صحّت آن و لزوم تصدّق به آن ) ، به خلاف اين كه اگر بگويد با اين تعليق در غير تدبير : « علىّ أن أعتق عبدي » او « أتصدّق بمالي » كه واجب است اعتاق و تصدّق با حصول شرط در نذر ، و اگر نكرد و محل گذشت ، حنث واقع مىشود ، و ابراء هم در نذر تصدّق خاصّ بىمحل است . استناد تحرير اعضا اگر بگويد : « يدك حرّة » يا آن كه بگويد : « وجهكِ حرّة » يا آن كه بگويد : « رأسك حرّة » يا آن كه بگويد : « وجهكَ حرّة » ، پس اگر مراد ذات باشد به علاقه جزء و كل با قرينه بر اراده ، صحيح است عتق نفس مملوك ؛ و اگر اراده جزء معلوم شد ، صحيح نيست